ماه مبارک رمضان ایام مهمانی ؛ماه ایستادگی و مبارزه با دشمن بزرگی بنام " خود " .
دو مشکل بزرگ در جامعه ما وجود دارد :نخست اینکه همه من هستیم و ما را به رسمیت نمیشناسیم ،و دوم اینکه کتاب نمیخوانیم .
حضرت علی عليه السلام ميفرماید:“هرآن کس که با کتاب آرامش یابد،
راحتی وآسایش از او سلب نمی گردد.”
( ویکتور هوگو) : خوشبخت کسی است که به یکی از این دو چیز دسترسی
داشته باشد؛ کتاب های خوب و یا دوستانی که اهل کتاب باشند .

کتابی که می خوانی نباید به جای تو فکر کند
بلکه باید تو را به فکر وا دارد

تحلیلی از زندگانی سیاسی امام حسن(ع) تألیف علامه جعفر مرتضی عاملی در سه فصل زندگانی سیاسی امام حسن(ع) در عهد رسول خدا و خلفا ی سه گانه بررسی کرده است. سید جعفر مرتضی عاملی محقق و نویسنده برجسته شیعه از عالمان دینی جبل عامل لبنان است. او سالها به تحصیل علوم دینی از جمله تفسیر در نجف و قم پرداخت. پژوهش و تدریس نیز از اشتغالات وی بوده است. از ایشان تاکنون بالغ بر بیست عنوان کتاب منتشر شده است.
تحلیل نویسنده از حوادث تاریخی زندگی ائمه از نگاه فراتاریخی وی به ائمه متأثر است. کتابی که در نقد«حماسه حسینی» شهید مطهری تحت عنوان «کربلا فوق الشبهات» نگاشته است تا حدود زیادی نشانگر زاویه خاص نگاه او به ائمه است. وی در این کتاب به دنبال رد نقدهایی است که شهید مطهری بر بخی نقل های حادثه عاشورا وارد کرده است. او در آثار خود به صراحت برخی عقاید و باورهای اهل سنت را رد کرده است.
او همچنین نویسنده در مقدمه ابراز می دارد از آنجا که به دوران زندگی امام از دوران پیامبر(ص) و خلفا کمتر توجه شده است مؤلف این مقطع راانتخاب کرده است.
فصل اول کتاب با عنوان «زندگانی سیاسی امام حسن(ع) در عهد رسول خدا(ص)» بش از آن که رنگ یک نوشته تاریخی داشته باشد با بیانی خطابه ای و تأثیرگذار به تحکییم اعتقادات شیعه پیرامون امامت امام حسن(ع)، جایگاه آن و دفاع از آن با استفاده از حدیث، تاریخ و تفسیر پرداخته است. نویسنده با در نظر گرفتن پیش فرض های کلامی خود به تحلیل مسایل پرداخته است. منابعی که در این فصل مورد استفاده قرار گرفته بسیار متنوع و از لحاظ موضوعی منابع تفسیری و روایی سنی و شیعه، تاریخی، سیره، صحابه نگاری، مناقب، مقاتل و غیره را در بر می گیرد.
نویسنده بیاد کرده است مواضع پیامبر(ص) در قبال حسنین(ع) حتی شدت عواطفی که علناً نسبت به ایشان ابراز می داشتند، انتخاب ایشان برای مباهله، شرکت در بیعت رضوان نشانه موقعیت منحصر به فرد آن ها و نیز تلاش پیامبر(ص) برای آماده کردن جامعه در پذیرفتن رهبری و جانشینی آنان بود.
فصل دوم با عنوان « زندگانی سیاسی امام حسن(ع) در عهد شیخین» از غصب فدک و موضع حضرت زهرا(س) و حسنین(ع) در قبال آن آغاز شده است. در این فصل عمدتاً از منابع تاریخی و روایی استفاده شده است که البته منابع ضعیفی در این بین دیده می شود. این فصل بیشتر رویکرد تاریخی به خود گرفته است گرچه هنوز کما بیش موضعگیری های ارزشی قابل مشاهده است.
نویسنده معتقد است سیاست نظام حاکم مسأله امامت را از دو جهت هدف قرار داد: 1- دمیدن روح یأس و ناامیدی در نفوس مخالفان خصوصاً علی(ع). 2- زمینه سازی برای تحکیم و تثبیت حکومت و خلافت به نفع برخی و دور کردن علی(ع) از خلافت. تلاش برای رسیدن به این اهداف به اشکالی بروز می یافت از جمله جلوگیری از راه یابی هواداران علی(ع) و اهل بیت به مراکز حساس و پست های کلیدی، استفاده از زر و سیم برای خاموش کردن مخالفان، سیاست تجهیل مردم، منع کتابت حدیث و غیره.
در کنار بیان شیوای مؤلف و ایجاد ارتباط مناسب بین مطالب، تتبع فراوان او و کشف نکاتی مهم از لابلای منابع اطلاعات فراوان و نتایج ارزشمندی به دست می دهد. گرچه عمده مباحث و نتایج ارتباط مستقیمی با زندگانی امام حسن(ع) ندارد، اما به روشن شدن جو حاکم بر جامعه و وضعیت ایشان کمک میکند.
فصل سوم به زندگی سیاسی امام در دوره خلافت عثمان اختصاص یافته است. استناد به منابع متأخر تاریخی و نیز منابع تحقیقی در این فصل نیز مشاهده می گردد.
در این بخش از کتاب ضمن متن کامل سخنان امام در بدرقه ابوذر نکاتی که در نظر نویسنده قابل توجه بوده آورده شده است. تأسف عمیق از رفتار حکومت با ابوذر، تشویق وی به ادامه راه و تقویت بینش الهی ابوذر برای تحمل رنج ها از جمله این نکات هستند.
شرکت امام در فتوحات این دوره به طور مبسوط مورد بحث قرار گرفته است. عقیده نویسنده مبتنی بر رد گزارشات مربوط به حضور ائمه در این فتوحات است. عدم اجرای قوانین الهی در سرزمین های مفتوحه، رفتار ظالمانه با ساکنین این مناطق، غلبه داشتن انگیزه کسب غنایم بر انگیزه های الهی از جمله دلایل عدم حضور حسنین در این جنگ ها بیان شده است.مؤلف لزوم اجازه امام عادل را شرط جهاد ابتدایی دانسته و عدم شرکت امامان را در این جنگ ها دلیلی بر عدم مشروعیت آن ها دانسته است.
بخشی از این فصل به نقش امام در دفاع از عثمان هنگام محاصره خانه او پرداخته ات. نویسنده ضمن قبول صحت گزارش دفاع حسنین(ع) از عثمانمعتقد است گرچه امام علی(ع) با اعمال عثمان موافق نبود اما قتل او را شرعی و قانونی و به مصلحت اسلام نمی دانست. وی معاویه را مسبب قتل عثمان معرفی کرده است.
نظریه عثمانی بودن امام حسن(ع) در این کتاب رد شده ایت. نویسنده بر سخنان امام مبنی بر حقانیت پدرش بر خلفای پیشین و دفاع از مواضع امام علی(ع) و نیز سرزنش مخالفان پدر استناد کرده است.
در ادامه مؤلف مواضع اهل بیت را در قبال سیاست خلفا شرح داده است. او می گوید: علی (ع) با نپذیرفتن شرط عمل به به دو خلیفه در شورای شش نفری و نیز تأکید و تشویق بر کتابت حدیث موضع منفی نسبت به سیاست خلفا اتخاذ کرد. مؤلف همچنین انحرافاتی که از سیره رسول خدا(ص) به تدریج ایجاد شد یاد کرده و مواضع امام حسن(ع) را پیرامون آن به بحث نشسته است.
همصحبتی با کتاب
کتابها نه فقط مرکّبی بر کاغذند، بلکه گویندگانی هستند که با شنونده خود سخن میگویند. کتابی که از سرزمین وحی و خانه دل ائمه(ع) و چشمان رازدار مؤمنان سخن بگوید، تو را به خیر و برکت و نور میکشاند و کتابی که از خانه سیاه دل ابلیس و سرزمین متعفن خودخواهی و دنیاگرایی حرف بزند، تو را به بلا و تباهی خواهد کشاند. امام جواد(ع) میفرماید: «هر کس سخن گویندهای را با اطمینان به او بشنود، گویا او را پرستیده است؛ اگر گوینده الهی باشد، خدا را پرستیده و اگر گوینده از زبان ابلیس سخن بگوید، ابلیس را پرستیده است.»
جدّیتر فکر کنیم
بهار، همیشه خیلی زود میگذرد. بهار جوانی هم به یک چشم بر هم زدن از دست میرود، امّا همان مدّتِ کوتاه سرمایه همه زندگی است. کمی جدّیتر فکر کنیم تا این سرمایه به بطالت نگذرد. کتابها مثل نسیم بهاری روح و روان انسان را طراوت میبخشد، زلال دانش که در کتاب موج میزند، تشنگیِ جان را سیراب میکند و در سایهسار هم صحبتی و همدمی با کتاب، وجود انسان آرامش را حس میکند. اگر کتاب از خوبیها، زیباییها و راستیها بگوید، درخت زندگی، پربار و محکم خواهد شد.
مطالعه، فقط خواندن نیست، رفتن یک راه است، پا به پای جملات، دست در دست کلمات و لمس نزدیک همه آنچه در کتاب است. کتاب خواندن هنر است.
هدف خلقت
«اِقرَاء بِاسمِ رَبِّک الَّذی خَلَق». «بخوان»، این اولین گفته خدا با حبیبش است. «بخوان» تا هدف خلقت به دست آید، تا دین خدا استوار شود، تا آفرینش به هدف خود برسد، بخوان که کتاب، برترین معجزه جاوید آفرینش است. روز کتاب و کتابخوانی بر شما پیروان کتاب آسمانی، قرآن مبین مبارک باد.
شرافت کتاب
در عظمت و شرافت کتاب همین بس که خدای متعال به آن سوگند یاد میکند: «ن وَ القَلَم وَ ما یَسطُرُون؛ قسم به قلم و آن چه مینویسند» کتاب از برترین نعمتهای الهی است که در پناهش بشر از حضیض و گرداب جهل به بلندای دانش میرسد و از تاریکی غفلت به روشنی دانایی پا مینهد. ما نیز کتاب را بزرگ بداریم.
نام خدا، آغازگر خوبیها
کتاب اگر میخواهد روشنگر راه درست با شد، اگر میخواهد رشته رسیدن به روشنیها و کشتی نجات از گرداب جهل باشد و اگر میخواهد دوست مهربان و مائده آسمانی روح و یار با وفا باشد، اگر میخواهد انتهایش خوبی و روشنی باشد، اگر هدفی دارد و اگر میخواهد شریف و عزیز باشد و خواندنش روح را صفا دهد، باید با نام خدا آغاز شود؛ امام ششم، امام صادق(ع) میفرماید: «لا تَدَع کِتابَةَ بِسمِ اللّه الرّحمن الرّحیم فی الْکِتابِ؛ در نوشتارت، بسم اللّه الرّحمن الرّحیم را وا مگذار»
کتاب بیانگر شخصیت
کتابها پنجرههایی درون آینه تمام نمای ذهن نویسندگانشان هستند و بوستانهایی که از چهره دستی باغبانان نشان دارند. امیر مؤمنان؛ علی(ع) میفرماید: «کتابُّ الرَّجُلِ عُنوانُ عَقْلِهِ وَ بُرهانُ فَضْلِهِ؛ نوشته آدمی، نشان عقل و نشاندهنده میزان فضیلت اوست»
کتابها، سپری در برابر آتش
کتابهای مفید و علمی، در شرافت و افتخار، برتر از حتی خون شهیداناند و چنان گران بهایند که حضرت رسول(ص) در این مورد میفرماید: «المؤمنُ اِذا ماتَ وَ تَرَکَ وَ رَقَة واحِدَةً عَلَیْها عِلْمٌ تَکُوُنُ تِلْکَ الورَقةُ یَوْمَ القیامَةِ سَتَرا فیما بینَهُ وَ بَیْنَ النّارِ؛ هرگاه مؤمنی از دنیا برود و و از او یک ورق که بر آن نکته علمی نگاشته شده باشد، باقی بماند، سپری بین او و آتش جهنّم خواهد بود.»
نهج البلاغه؛ کتاب دل
امسال، سال مولا علی(ع) است و نهج البلاغه، فخر همه کتابهاست. در فصاحت و بلاغت، شریفترین؛ در معرفت و شناخت، بهترین؛ در علم و ادب، برترین و در نورانیت و معنویت عالیترین. فرخنده باد سال مولایمان علی(ع) ـ گرامی باد. روز کتاب بر شیعیانش عشق به این کتاب مبارک باد.
نهج البلاغه؛ زینت کتاب
روز کتاب و کتابخوانی را با نهج البلاغه گرانقدر آذین میبندیم. دریای پرشور معرفت و خداشناسی، دانستنیها و پندها، روشنگریها و بینشها که روح مشتاق ما را به بلندای آسمانِ فهم و درک میبرد و کدورت کج فهمی و کژی را میزداید و به گوهر معرفت و شناخت آراسته میکند. خوشا به جلال و شکوه این کتاب و آفرین به شیعیان علی(ع) در این روز!
ژرفترین اعجاز
کتاب و نوشتارِ هدفمند و حکمتآمیز، چونان ساحری روح آدمی را سحر میکند و مرواریدِ درخشان حقیقت و معرفت را بر ساحل فهم و درک او میکشاند. از این روی آخرین معجزه جاویدان پیامبر، شگفتترین و ژرفترین اعجاز خدا، در قالب کتاب آمده است تا روح آدمیان را در میان امواج موّاجش به کرانههای سعادت بکشاند و جانهای مشتاق را به لقای الهی نزدیک کند. گرامی باد معجزه جاوید، گرامی باد کتاب شگفت و تحسین برانگیز مسلمانان، گرامی باد روز کتاب و کتابخوانی.
کتاب، نعمت بزرگ خدا
کتاب نعمت و بخشش بزرگ الهی، چراغ هدایت انسان و لطف بیپایان حضرت حق بر انسان است. کتاب آینهای است که حوادث غایب از نظر و معانی نهفته در درون آفریدهها را روشن میکند و آنها را از پسِ پرده مرور زمان و بُعدِ مکان حاضر میسازد، گویی حوادث قرنها قبل و هزاران فرسنگ دور، در این لحظه اتفاق میافتد. و این نشان عظمتِ نعمت الهی است که بر بشر ارزانی شده است. سپس باید که متواضعانه قامت بلند ذهن را در برابرش خم کنیم و گرامیش بداریم.
کتابهای پاک
کتابی میآورم تا بخوانمش، کتابی که برایم از دلهای بی ریا بگوید، از چشمهای معصوم، از شهادت و دلیری شهادت طلبان. کتابی که برایم از نور بگوید، از پیامبر، از صورت زیبا و سیرت نیکویش، کتابی که برایم از عفاف بگوید، از پاک بودن، و از آسمانی و الهی بودن. کتابی که برایم از خوبیها بگوید تا با آن در بهشت نیکیها قدم زنم و دلخستگیام را به سایهسار آرامش آرام دهم و تمام وجودم را از زیباییها و خوبیها لبریز سازم. به راستی کتابهای پاک به اندازه دلهای پاک، دوست داشتنی و مهربانند.
کتابها در سنجش ذهن
بعضی از کتابها چنان عمیقند که جهان با همه وسعتش در آن گم میشود. بعضی آن قدر کوچکند که خود را به زور نشان دادهاند؛ فکرِ بلند هرگز کتابهای سطحی را نمیپسندد و فکر کوتاه و نارس هرگز نمیتواند به کتابهای عمیق و معنادار و با محتوا دست یابد. بنگریم چگونه کتابی میخوانیم!
قفسههای پر از کتاب
کتابخانهاش پر و پیمون بود، کتابها همه زرکوب و زرنگار و رنگها همه متناسب و چشمنواز. قفسههای کتاب چیده و آراسته و کتابها مرتب و یک اندازه. ظاهر کتابخانه زیبا بود، امّا چرا کتابها عطر هیچ گلی را نمیپراکند؟ چرا از هیچ معنا و رنگی در آنها چیزی نبود؟ چرا در هیچ کدام زلال فهم و شفافیت دانش نبود. به نظر مثل کویری خشکیده، خالی از هر مفهومی.
روز کتاب و کتابخوانی، روز مسلمانان فرهنگ دوست و دانشور است که کتابهایمان در آموزش معرفت و آداب، از همه آثار، برتر و والاترند. «قرآن» بزرگترین و آموزندهترین کتاب آفرینش، کتاب ماست «نهج البلاغه» که دانستیها و خورشید گرمی بخش هدایت و صلاح است، از آن ماست. صحیفه سجادیه که با شیرینترین بیان، جامع دریای راز و نیازهاست، از ماست. ولی چرا میگوییم از آنِ ماست؟ از آن بشر است! از آنِ همگان است، زیرا «رحمةٌ للعالَمین» است.
روز کتاب و کتابخوانی بر پیروان بزرگترین کتاب خلقت، «قرآن مجید» گرامی باد.
کتاب مائدهای آسمانی برای روح است. بسیار ضروریتر از آن که فقط برای وقت گذرانی و سرگرمی خوانده شود. روح سرشار از استعدادمان را با خواندن کتابهای لهو و بیهوده، به سان بازیچهها هدر ندهیم.
اساس و شالوده زندگی
خواندن کتابهای ارزشمند، اساس زندگی سعادتمندانه است. کتابهای ارزشمند، گوهرهای شب تاب زندگیِ پر از ظلمت و جهلاند. ریسمانهای صعودند از ژرفای جهالت و تاریکی به اوج نورانیّت آسمان دانایی. دست از این گوهرها بر نداریم و آنها را گرامی بداریم.
سپاس از نویسندگان
کتاب ارزشمند، چونان درخت پرباری است که باغبانِ آن، سالها عمرش را به پای آن صرف کرده و آن را با زلال دانستیها و تجارب بارور نموده است؛ علفهای هرز خیال وخطا را زدوده و با نور معانی و حقایق پرورش داده است؛ آن گاه با یک دنیا خلوص و مهر آن را در اختیار ما نهاده. باشد که مهربانیش را ارج بنهیم و سپاسش گوییم.
کتابها از عرش تا فرش
دنیای کتابها، دنیای شگرفی است. در این میان، نهج البلاغه نیز کتاب است؛ کتابی که قلبها را روشن میکند و معرفتش در دلها آتش عشق میافروزد و موج خداجویی و کمالطلبیاش، به سینهها میکوبد. آیات شیطانی هم کتاب است. حاصل عمر سوخته فردی از تاریکی و ظلمت آمده. با این هدف پوچ که تمام چراغهای نوربخش دنیا را خاموش کند و ظلمت جهل و نادانی را در آسمان گیتی بپاشد. این کتاب است، آن هم کتاب؛ با تفاوتی به اندازه تفاوت نور و ظلمت.
کتابهای سودمندِ علمی، پل ارتباط فکری بین ما و پیشینیانند؛ تنها آینه تمام نمای تلاش گذشتگان و یکتا چراغ فروزنده آنچه زمان بر آن پرده ابهام افکنده است. کتابها را پاس بداریم.
سیری بر فراز زمان و مکان
کافی است یک کتاب خوب انتخاب کنی و ورقهایش را یکی پس از دیگری از صفحه ذهن و دیده بگذرانی، تا قفس کوچک روزمرگی زندگیات بشکند و از بیرون به گرداب تشویشها و هیجاناتی که در آن غرق شدهای بنگری. از سیلاب تندگذر زمان سربلند کنی و به فرا سو نظر بیندازی. پردههای مکان را کنار بزنی و تا دورترها بروی. کتاب بابی است برای پرواز ذهن و خیال، آفرین به بالی که به آسمان خوبیها پروازت دهد.
کتاب را بشناسیم
در زندگی امروزی با فریبهای هزار رنگ شیطان، با دامهای پر از دانههای دورویی، اگر کتابی بخوانی که سردرگمت کند، بی هدف و با مقصد بارت بیاورد و راه را نشانت ندهد، راه را گم خواهی کرد و به هدف نخواهی رسید و بیهوده خواهی رفت. روز کتاب، فرصت مناسبی است برای نگاهی دوباره و تازه به کتابهایی که میخوانیم.
در زلال کتاب
اگر فقط روزی یک بار روح آزرده از دود و دم تردیدها و نادانیها و سر و صدای خودکامیها را در زلال چشمه کتابهای راهنما شست و شو دهیم، هرگز غبار خطا و اشتباه و آلودگیِ ندانستن و نفهمیدن روحمان را بیمار نخواهد کرد.
دوستان آشنا
کتابها دوستانی بسیار مهربان و رئوفند. در کمترین فرصت بیشترین بهره را میدهند، هر جا که بخواهی به سراغَت میآیند و در هر حالتی با تو سخن میگویند. کمترین فرصت را برای دیدار میپذیرند و بر آنچه میگویند استوارند. بیتکلف و بی زحمت، همیشه میهمان مهر تو میشوند و یک دنیا دانش و فهم را برایت هدیه میآورند. گر چه هستند کتابنماهایی که در لباس فرهنگ و معرفت و هدیهشان جز ضرر نیست، امّا اگر هوشیار باشی، چنین به تو نخواهد رسید.
کتاب و بهرهمندی
خواندن کتاب، کاری بسیار لازم و ارزشمند است، نباید آن را با چاشنی بی حاصلگی و هرزگی آلوده کرد. کتاب باید که مفید باشد. باید وقتی کتاب میخواهی، چیزی بفهمی، چیزی را حس کنی، باید چیزی را به دست آوری، باید نفعی و معنایی ببری؛ حداقل به اندازه وقتی که گذراندهای. باید کتابها بزرگوار باشند.
روز کتاب و کتابخوانی بر باغبانان بوستان معرفت و ادب، نویسندگان و اندیشورانی که دانستهها و تجارب خود را در سفره اخلاص، بر صفحههای سفید کاغذ مینهند، خجسته و مبارک باد. دستانتان بر آفرینش و پرهیز و قلمهاتان همیشه استوار باد.
کتاب، رشته نجات
کتابی را باید خواند که از او بگوید؛ از او که جهان در ید حکمت و دانش اوست. کتابی را باید خواند که از انسان بگوید که از کجا آمده و به کجا خواهد رفت. کتابی را باید خواند که از بایدها و نبایدها بگوید؛ مثل چراغی در راه، در شبی تاریک. کتابی را باید خواند که دل را بیدار کند و قلب را امیدوار، دست و دل را به تلاش وا دارد و پای را به رفتن. کتابی را باید خواند که رشتهای برای بیرون آمدن از چاه جهل، به آسمان معرفت باشد. کتابی را باید خواند که شمیم عطرش مشام جان را از مستی معرفت و شناخت لبریز کند.
کتاب خواندن یعنی یافتن دوستی تازه، یعنی یک پله بالا رفتن در دانستن و معرفت، یعنی گشودن یک پنجره از نور به روی زندگی، یعنی کنار رفتن پرده نادانی از پیش چشم حکمت و دانش و یعنی نفس کشیدن در هوای تازه دانستن و آگاهی. روز کتاب، روز دوستیها و روشنیها گرامی باد.
پاسداری از کتابهای سپید
از اوّل انقلاب تا کنون یکسره کتابهای سپید را خواندیم، آنها که از خدا گفتند، از هدف خلقت، از تلاش ارزنده، از عشق به خوبیها، و درونمان سپید شد. مگذاریم کتابهای سیاه بین کتابهامان رخنه کنند. با فکر بلندمان، با نور ایمانمان بایستیم و راه بر سیاهی ببندیم. زندهباد کتابهای سپید، کتابهای نور، کتابهای آموزنده و ارزنده و دور باد هر چه در آن از پوچی و بی دینی نشانی هست.
کتاب؛ راه رهایی
کتاب خواندن آزادی است. شکستن دیوار جهل و نادانی، شکستن حصار ندانستنها. از زندان تاریک ناآگاهی بیرون رفتن و به دنیای روشن و پر تحرک دانایی و آگاهی قدم گذاشتن؛ پاینده باد رهایی و آزادی از جهالت. عزیز و گرامی باد روز کتاب و کتابخوانی.
خواندن کتاب؛ سیر در معنی
خواندن یک کتاب، هجی کردن کلمات آن است، کتاب خواندن، فهمیدن است. باید نور دانستن را احساس کنی، باید روحت تازه شود، باید پرده از ندانستنیها کنار رود، باید حس کنی چیزی در تو جوشیده، چیزی به دست آوردهای و رازی را گشوده و کشف کردهای باید کتاب را با وجودت حس کنی. گوارا باد دنیای روشنِ درک و فهمهای تازه کتاب
سوگند به کتاب
بسم اللّه الرحمن الرحیم، ن، وَالقَلَم وَ ما یَسطُرُون
خداوندا! یاریمان کن تا کتابها و نوشتارمان، در راه تو روشنگری کند. چنان کن کتابهایی را که میخوانیم یا مینویسیم، شمیم عطر ایمان به تو را بپراکند و مخواه که کتاب ـ این آفریده ارزشمند و گرامیت ـ دریچهای به سوی کژی و انحراف و تاریکی باشد. خدایا! کتابها نعمتهای عظیم و عزیز تواند که به آنها قسم یاد کردهای، یاریمان کن قدرشان را بدانیم و بتوانیم تو را سپاسگزار باشیم.
فرمایشات رهبر انقلاب اسلامی درباره ی کتابخوانی
به نام الله
اگر انسان بخواهد در زمینه ی معنوی و فرهنگی تر و تازه بماند،جز رابطه با کتاب چاره ای ندارد.
دوره ی طلایی مطالعه
من در دوره ی نوجوانی زیاد مطالعه می کردم.غیر از کتاب های درسی خودمان که مطالعه می کردم و می
خواندم،هم کتاب تاریخ،هم کتاب ادبیات،هم کتاب شعر،هم کتاب قصه و رمان می خواندم.به کتاب قصه خیلی
علاقه داشتم و خیلی از رمان های معروف را در دوره ی نوجوانی خواندم.شعر هم می خواندم.من در دوره ی
نوجوانی و جوانی،با بسیاری از دیوان های شهر آشنا شدم.به کتاب تاریخ علاقه داشتم،و چون درس عربی می
خواندم و با زبان عربی آشنا شده بودم،به حدیث هم علاقه داشتم.الآن احادیثی یادم است که آن ها را در دوره
ی نوجوانی خواندم و یادداشت کردم.دفتر کوچکی داشتم که احادیث را در آن یادداشت می کردم.احادیثی را که
دیروز یا همین هفته نگاه کرده باشم،یادم نمی ماند مگر اینکه یادآوری ای وجود داشته باشد.اما آن هایی را که در
آن دوره خواندم،کاملاً یادم هست.شماها واقعاً باید دوره ی نوجوانی و جوانی را قدر بدانید.هرچه امروز مطالعه می
کنید،برایتان می ماند و هرگز از ذهنتان زدوده نمی شود.
این دوره ی نوجوانی،برای مطالعه کردن و یادگرفتن، دوره ی خیلی خوبی است.واقعاً یک دوره ی طلایی است و با
هیچ دوران دیگر قابل مقایسه نیست.
من می بینم با اینکه درس های موجود از لحاظ حجم و محتوا خیلی سنگین نیست،اما بعضیاز جوانان ما برای
خودشان نمی بینند که بتوانند مطالعات جنبی بکنند در حالی که که به نظر من جوان می تواند هم درس بخواند،هم مطالعه کند و هم ورزش کند.
بازدید مدرسه ابتدایی شهید زنگنه ازکتابخانه شهدای گمنام وبرپایی کلاس
قصه گویی باداستان عاشوراوبرگزاری
مسابقه نقاشی

فرهنگ عاشورا
(عاشورا) در متن زندگی شیعه و در عمق باورهای پاک او جریان داشته و (نهضت کربلا) در طول 14 قرن ، با کوثری زلال و عمیق ، سیراب کننده جانها بوده است .
بی شک ، محتوای آن حماسه بزرگ و انگیزه ها و اهداف و درسهایش یک فرهنگ غنی و ناب و الهام بخش را تشکیل می دهد و در حوزه وسیع تشیع و دلباختگان اهل بیت ، کوچک، بزرگ، عالم و عامی ، همواره با ‹‹فرهنگ عاشورا›› زیسته ، رشد کرده و برای آن جان باخته اند؛ تا آنجا که در آغاز تولد، کام نوزاد را با تربت سیدالشهدا (ع) و آب فرات بر می دارند و هنگام خاکسپاری، تربت کربلا همراه مرده می گذارند و در فاصله ولادت تا مرگ هم به حسین بن علی (ع) عشق می ورزند و برای شهادتش اشک می ریزند؛ و این مهر مقدس، با شیر وارد جان می شود و با جان به در می رود.
این مجموعه با بهره گیری از منابع موثق و معتبر شیعه و با فهرستی متفاوت و براساس موضوعات مختلف و براساس حروف الفبا تهیه و تنظیم شده است تا خواننده روان تر به مطلب مورد نظرش دست پیداکند.
البته فهرستی از همه مدخلهای مطرح شده در این کتاب، در پایان آمده که به صورت موضوعی عبارتند از : اشخاص، موضوعات و مفاهیم ، مکانها و شهرها، ابزار و وسائل، حادثه ها، اشیاء و پدیده ها، اصطلاحات ،کتابها و گروهها.
این کتاب با ارزش از مجموعه نوشته های جواد محدثی بوده و اثر برگزیده جهاردهمین دوره کتاب سال ولایت می باشد و در مجموعه عللاقمندان میتوانند برای تهیه این کتاب به کتابخانه های عمومی مراجعه کنند
اینجا کتاب خانه من است .یعنی خانه من .....
قفسه های مستعطیل شکلی که کنار دیوار چیده شده اندحجم زیادی ازمرادربرگرفته اند.ومیزهایی که صندلی های روبروی هم را به دور هم جمع کرده اند. این هاهمه تزئینات خانه من است .ومن که ساکت وآرام روی قفسه ها منتظرم تاکسی دستهایش رادرروشنی دست هایم بگذارد.
این جاساکت است وسکوتش جان می دهد برای تجربه ودیدن دنیای جداازاین دنیای تکراری روزانه .
من حرفها می زنم واز تمام آنچه می دانم ،ازتمام وجود باهمه آنهایی سخن می گویم که به من وبه وجودشان فکر می کنند
من باتو سخن می گویم که به خودت فکر می کنی . می خواهم هردوبه توفکرکنیم تااندیشه های روشنی دروجودهردوی مان توامان رشد کندواحساس بالغ شدن درحیط ی پهناور هستی درزلال اندیشه ات معنایابد.
کلمه هایم راز همان چیزهاییست که درسینه توست.
جمله هایم به خط خط نگارش افکارواندیشه ونگاه توست.
وراهی که می روم نه کوچه ای بن بست که خیابانی است پهناور وراهی است وسیع که انتهایش خودتویی اماوقتی که ازدریچه ی تاریکی به فصلی ازروشنایی رسیده ای .
با من بمان که من خود توهستم.بامن بمان که من باتومعنا می شوم ودرمن حرف بزن که من برای تو آفریده شده ام برای گفتن وبرای شنیدن آنچه تو می خواهی
نویسنده :آمنه جعفری جوکار

